مجله فرهنگی – هنری ایران من

یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ - Sunday 21 April 2019
jamesfenton

شعر آنسوی: جیمز فنتون

جیمز فنتون James Fenton"" جیمز فنتون شاعر،روزنامه نگار،منتقد ادبی و استاد سابق دانشگاه آکسفورد وبرگزیده ی جایزه "پن پینتر" در زمینه ی آزادی زبان است.بیشتر درون مایه ی اشعار او را جنگ شکل می دهد. "گلوله و ...

by2

معرفی فیلم Venom

بخش پیشنهاد فیلم ما بعد از دو سال دوباره شروع شده . فیلم تخیلی venom رو برای شروع دوباره این بخش انتخاب میکنیم با بازی بی نظیر تام هاردی . این فیلم را پیشنهاد میکنیم ببینید و شما هم اگر فیلم ...

مخ پریشونهای شلم

نمایش کودک مخ پریشونهای شلم 22 و 23 و 24 شهریور 1396 تالار هنر

مجله فرهنگی هنری ایران من : نمایش کودک مخ پریشونهای شلم تالار هنر قیمت بلیت ها : 15 هزارتومان چهارشنبه 22 شهریور 1396 ساعت 18:00 پنج‌شنبه 23 شهریور 1396 ساعت 18:00 جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 18:00 خرید اینترنتی : iranconcert.com   این برنامه برای تمام رده های سنی ...

جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 21:30

جنگ معین شو 22 و 23 و 24 شهریور 1396 سالن اندیشه معلم

    مجله فرهنگی هنری ایران من : جنگ معين شو  سالن اندیشه معلم قیمت بلیت ها : از 30 تا 35 هزارتومان چهارشنبه 22 شهریور 1396 ساعت 20:30 پنج‌شنبه 23 شهریور 1396 ساعت 19:30 پنج‌شنبه 23 شهریور 1396 ساعت 22:00 جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 19:00 جمعه 24 ...

شوایک

تئاتر شوایک از 5 تا 14 مهر ماه 1396 تالار وحدت

مجله فرهنگی هنری ایران من : تئاتر شوایک از تالار وحدت قیمت بلیت ها : از 25 تا 80 هزارتومان چهارشنبه 5 مهر 1396 ساعت 21:00 پنج‌شنبه 6 مهر 1396 ساعت 21:00 چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت 21:00 پنج‌شنبه 13 مهر 1396 ساعت 21:00 جمعه 14 مهر ...

هفتم پاییز

نمایش هفت عصر هفتم پاییز 24 و 26 و 27 و 28 و 29 و 30 و 31 شهریور 1396 سالن چهارسو تئاتر شهر

مجله فرهنگی هنری ایران من : فیلم هفت عصر هفتم پاییز سالن چهارسو تئاتر شهر قیمت بلیت ها : 25 هزارتومان جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 19:45 یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 19:45 دوشنبه 27 شهریور 1396 ساعت 19:45 سه‌شنبه 28 شهریور 1396 ساعت 19:45 چهارشنبه 29 شهریور ...

  • by2
  • مخ پریشونهای شلم
  • جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 21:30
  • شوایک
  • هفتم پاییز
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 10.0/10 (2 votes cast)
موضوع: اسلاید شو 1,دانلود,دکلمه,موسیقی   -   ۲۷ مرداد ۱۳۹۳   -   1,793 بازدید

دانلود دکلمه علیرضا آذر به نام اتاق

مجله فرهنگی هنری ایران من : دکلمه ” اتاق ” با صدا و شعر علیرضا آذر  با حضور میلاد بابایی و امیر عباس گلاب ، منتشر شد …

هم اکنون دانلود کنید :

  Alireza Azar – Otagh.mp3

متن شعر به صورت کامل :

نقشِ یک مردِ مُرده در فالت…توی فنجانِ مانده در میزت

خط بکش دورِ مردِ دیگر را…قهوه‌ات را دوباره می‌ریزم

زندگی از دروغ تا سوگند…خسته از زیر و روی رو در رو

زیر صورت هزارها صورت…خسته از چهره‌های تو در تو

چشم بستی به تختِ طاووسم…در اتاقی که شاه من بودم

مردِ تاوانِ اشتباهت باش…آخرین اشتباه من بودم

______________________________

چشم وا کردم از تو بنویسم…لای در باز و باد می‌آمد

از مسیری که رفته بودی داشت…موجی از انجماد می‌آمد

مفت هم بوسه‌ام نمی‌ارزد…وای از این عشق‌های دوزاری

هی فرار است و سوی خود رفتن…آخ از این مردهای اجباری

مثل ماهی معلق از قلاب…زیرِ بارِ الاغ‌ها مردن

بر چلیپای تخت‌ها مصلوب…با خودت در اتاق‌ها مردن

زندگی از دروغ تا سوگند…خسته از زیر و روی رو در رو

زیر صورت هزارها صورت…خسته از چهره‌های تو در تو

بی‌گناه از شکنجه‌ها زخمی…پشتِ هم اتهام‌ها خوردن

هق هق از درد و اَلکَن از گفتن…انتهای کلام را خوردن

غرقه در موج‌های پیش‌آمد…گوشه‌ی گوش‌های دور از من

پشتِ سکان خدا نشست اما…باز هم ناخدا پرستیدن

دل به دریای هر چه بادا باد…قایقم را به بادها دادم

ناگزیر از گریز از ماندن…توی شیبِ مسیر افتادم

بادبادن پاره،عرشه بی‌سکان…قایقم رفت و قبلِ ساحل مُرد

پیکرش داشت وقتِ جان کندن…روی گِل‌ها تلو تلو می‌خورد

دستم از هر چه هست کوتاه است…از جهان قایقی به گِل دارم

بشنو اِی شاهِ گوش ماهی‌ها…دل اگر نیست،درد و دل دارم

چشم وا کردم از تو بنویسم…لای در باز و باد می‌آمد

از مسیری که رفته بودی داشت…موجی از انجماد می‌آمد

با زبان،با نگاه،با رفتن…زخم جز زخم‌های کاری نیست

پای اگر بود پای رفتن بود…دست اگر هست دستِ یاری نیست

از کمرگاهِ چله‌ها رفتند…از پیِ تیرها نباید گشت

چشم بردار علیرضا بس کن…از کمان رفته برنخواهد گشت

آسمان،هیچِ سربلندی بود…از صعودی که نیست افتادم

لااقل با تو بال وا کردم…زندگی را اگر هدر دادم

استخوانِ وفا به دندانم…زوزه از سوز مثل سگ مردن

زندگی چوب لای چرخم کرد…پشتِ پا پشتِ استخوان خوردن

لاشه‌ی باد کرده‌ای بودم…آمد از رو به رو ولی نشناخت

صورتی که دوستش می‌داشت…چهره چرخاند و تُف زمین انداخت

این منم،مردِ تا همین دیروز…مردِ پابندِ آرزوهایت

مردِ یک عمر کودکی کردن…لا به لای بلندِ موهایت

خاطرت هست روزگارم را؟…جایگاهِ مقدسی بودم

وزنِ یک عشق روی دوشم بود…من برای خودم کسی بودم

من برای خودم کسی هستم…دور و بر خورده عشق هم کم نیست

آن‌که دل از تو برد،هر کس هست…بندِ انگشت کوچکم هم نیست

می‌شد از وِردهای کولی‌ها…با دعا و قسم طلسمت کرد

می‌شد آن سیبِ سرخِ جادو را…از تو پنهان و با تو قسمت کرد

می‌شد از خود بگیرمت اما…زورِ بازو به دست‌هایم نیست

می‌شد از رفتنت گذشت اما…جان در اندازه‌های پایم نیست

زندگی سرد بود اما خُب…خانه و سقف و سایه‌ای هم بود

گه‌گداری نوشته‌ای چیزی…از قلم دست‌مایه‌‌ای هم بود

زندگی سرد بود اما عشق…می‌تواسنت کارگر باشد

می‌توان قطب را جهنم کرد…پای دل در میان اگر باشد

خواب دیدم که شعر و شاعر را…هردو را در عذاب می‌خواهی

از تعابیرِ خواب‌ها پیداست…خانه‌ام را خراب می‌خواهی

خانه‌ام را خراب می‌خواهی؟…دست در دستِ دیگری برگرد

دست در دستِ دیگری برگرد…خانه‌ام را خراب خواهی کرد

دیگر اِی داغِ دل چه می‌خواهی؟…از چنین مردِ زیرِ آواری

رد شو از این درختِ افتاده…می‌توانی که دست برداری

لحنِ آن بوسه‌های ناکرده‌ است…بیت‌ها را جدا جدا کرده است

گفته بودی همیشه خواهی ماند…سنگ بارید،شیشه خواهی ماند

گفته بودی ترَک نخواهی خورد…دین و دل از کسی نخواهی برد

گفته بودی عروسِ فردایی…با جهانم کنار می‌آیی

گفته بودی دچار باید بود…مردِ این روزگار بابد بود

گفته بودی بهار در راه است…ماهِ باران سوار در راه است

گفته بودی،ولی نشد انگار…دست از این کودکانه‌ها بردار

گفته بودم نفاق می‌افتد…اتفاق،اتفاق می‌افتد

گفته بودم شکست خواهم خورد…از تو هم ضربِ شَست خواهم خورد

گفته بودم در اوجِ ویرانی…از من و خانه رو بگردانی

هر چه بود و نبود خواهد مُرد…مردِ این قصه زود خواهد مُرد

ماجرا،زخم و داستان‌ها،درد…نازنین،پیچِ قصه را برگرد

نازنین،قصه‌ها خطر دارند…نقش‌ها نقشه زیرِ سر دارند

نازنین،راه و چاه را گفتم…آخرِ اشتباه را گفتم

گفتم اما عقب عقب رفتی…شب شنیدی و نیمه شب رفتی

دیدی آخر نفاق هم افتاد؟…اتفاق از اتاق هم افتاد؟

از اتاقی که باز تنها ماند…پَر کشیدی و لای در وا ماند

چشم وا کردم از تو بنویسم…لای در باز و باد می‌آمد

از مسیری که رفته بودی داشت…موجی از انجماد می‌آمد

با دعاهای پشت در پشتم…باید این درد مختصر می‌شد

حرف‌ها را به کوه می‌گفتم…قلبش از مو نرم‌تر می‌شد

بین این ماه‌های هرجایی…ماهِ من در محاق می‌افتد

قصه در خانه پیش می‌آید…اتفاق از اتاق می‌افتد

در اتاقی که پیش از این‌ها…در سرت فکر و ذکرِ رفتن داشت

در اتاقی که روی کاشی‌هاش…پشتِ پاهات آرزو می‌کاشت

لای دیوارها چروکیدم…در نمایی که تنگ‌تر می‌شد

هر چه این دوربین جلو می‌رفت…مرگِ من هم قشنگ‌تر می‌شد

خارج از قسمتی که من باشم…در اتاقی که ضرب در مردم

نان از این سفره دور خواهد شد…ده طرف داس و یک طرف گندم

نقشِ یک مردِ مُرده در فالت…توی فنجانِ مانده در میزم

خط بکِش دورِ مردِ دیگر را…قهوه‌ات را دوباره می‌ریزم

چشم بستی به تختِ طاووسم…در اتاقی که شاه من بودم

مردِ تاوانِ اشتباهت باش…آخرین اشتباه من بودم

دردسرهای ما تفاوت داشت…من سرم گرمِ پای بستن بود

نقشه‌ها می‌کشید چشم‌هایت…چشم‌ها چشمِ دل شکستن بود

در نگاهت اتاق زندان است…این طرف سفره‌های اجباری

آن طرف در بساطِ خود خوردن…هر طرف حکمِ دیگرآزاری

غوطه‌ور در سیاهِ شب بودم…صبحِ فردای آنچه را دیدن

در خیالم نرفته برمی‌گشت…هم تو را هم مرا نبخشیدن

جای پاهای خیس از حمام…تا اتاقی که رفتنت را رفت

یک قدم مانده بود تا برگرد…یک قدم مانده تا تنت را…رفت

چشم وا کردم از تو بنوسیم…لای در باز و باد می‌آمد

از مسیری که رفته بودی داشت…موجی از انجماد می‌آمد

رفته‌ای،کوله پشتی‌ات هم نیست…رفتی اما اتاق پابرجاست

گیرم از یادِ هردومان هم رفت…خاطراتِ چراغ پابرجاست

شاهدان حرف‌های پنهانند…آن چراغی که تا سحر می‌سوخت

گوشِ خود را به حرفِ ما می‌داد…چشمِ خود را به چشمِ ما می‌دوخت

لای در باز و سوز می‌آمد…قلبم آتشفشانی از غم بود

عقده‌ها حس و حالِ طغیان داشت…کنجِ پاگرد یک تبر هم بود

زیر پلکم تگرگ باران بود…در اتاقم که هوا ابری شد

رو به آینه حرص‌ها خوردم…کینه‌ام سینه‌ی ستبری شد

رو به برفی سپید می‌رفتم…ردِ پاهات رو به خون می‌رفت

مثل گرگی که بوی آهو را…عطرِ موهات تا جنون می‌رفت

با نگاهی دقیق می‌گشتم…هی به دنبال جای پا بودم

ذهنِ هر آنچه بود را خواندم…لای جرزِ نشانه‌ها بودم

تا نگاهی به پشتِ سر کردم…پشتِ هر جای پا درختی بود

این درختان هویتم بودند…من،تبر…انتخاب سختی بود

ترسم از مرگ بیشتر می‌شد…تا تبر روی دوش چرخاندم

هر درختی که ضربه‌ای می‌خورد…زیرِ آوارِ درد می‌ماندم

توی هر برگ،هم تو هم من بود…ساقه‌ها ساقِ پای ما بودند

آن تبر حکمِ قتلِ ما را داشت…این درختان به جای ما بودند

دانلود دکلمه علیرضا آذر به نام اتاق , ۱۰٫۰ out of 10 based on 2 ratings

توجه کنید که نظرتان در ارتباط با همین مطلب باشد. در غیر اینصورت می‌توانید از فرم تماس استفاده نمایید.

نظراتی که با کلمات کلیدی ثبت شوند، حاوی الفاظ زشت، تبلیغاتی، سیاسی و یا توهین به اشخاص باشند، منتشر نخواهند شد.

برای پاسداشت زبان فارسی ، فقط فارسی تایپ نمایید و از فینگلیش نویسی خودداری کنید