مجله فرهنگی – هنری ایران من

جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۶ - Friday 17 November 2017
jamesfenton

شعر آنسوی: جیمز فنتون

جیمز فنتون James Fenton"" جیمز فنتون شاعر،روزنامه نگار،منتقد ادبی و استاد سابق دانشگاه آکسفورد وبرگزیده ی جایزه "پن پینتر" در زمینه ی آزادی زبان است.بیشتر درون مایه ی اشعار او را جنگ شکل می دهد. "گلوله و ...

مخ پریشونهای شلم

نمایش کودک مخ پریشونهای شلم 22 و 23 و 24 شهریور 1396 تالار هنر

مجله فرهنگی هنری ایران من : نمایش کودک مخ پریشونهای شلم تالار هنر قیمت بلیت ها : 15 هزارتومان چهارشنبه 22 شهریور 1396 ساعت 18:00 پنج‌شنبه 23 شهریور 1396 ساعت 18:00 جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 18:00 خرید اینترنتی : iranconcert.com   این برنامه برای تمام رده های سنی ...

جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 21:30

جنگ معین شو 22 و 23 و 24 شهریور 1396 سالن اندیشه معلم

    مجله فرهنگی هنری ایران من : جنگ معين شو  سالن اندیشه معلم قیمت بلیت ها : از 30 تا 35 هزارتومان چهارشنبه 22 شهریور 1396 ساعت 20:30 پنج‌شنبه 23 شهریور 1396 ساعت 19:30 پنج‌شنبه 23 شهریور 1396 ساعت 22:00 جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 19:00 جمعه 24 ...

شوایک

تئاتر شوایک از 5 تا 14 مهر ماه 1396 تالار وحدت

مجله فرهنگی هنری ایران من : تئاتر شوایک از تالار وحدت قیمت بلیت ها : از 25 تا 80 هزارتومان چهارشنبه 5 مهر 1396 ساعت 21:00 پنج‌شنبه 6 مهر 1396 ساعت 21:00 چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت 21:00 پنج‌شنبه 13 مهر 1396 ساعت 21:00 جمعه 14 مهر ...

هفتم پاییز

نمایش هفت عصر هفتم پاییز 24 و 26 و 27 و 28 و 29 و 30 و 31 شهریور 1396 سالن چهارسو تئاتر شهر

مجله فرهنگی هنری ایران من : فیلم هفت عصر هفتم پاییز سالن چهارسو تئاتر شهر قیمت بلیت ها : 25 هزارتومان جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 19:45 یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 19:45 دوشنبه 27 شهریور 1396 ساعت 19:45 سه‌شنبه 28 شهریور 1396 ساعت 19:45 چهارشنبه 29 شهریور ...

نمایش کودک دختران عینکی 22 و 23 و 24 و 26 و27 و 28 و 29 و 30 شهریور 1396 تالار هنر

نمایش کودک دختران عینکی 22 و 23 و 24 و 26 و27 و 28 و 29 و 30 شهریور 1396 تالار هنر

مجله فرهنگی هنری ایران من : نمایش کودک دختران عینکی تالار هنر قیمت بلیت ها : 15 هزارتومان چهارشنبه 22 شهریور 1396 ساعت 19:30 پنج‌شنبه 23 شهریور 1396 ساعت 19:30 جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 19:30 یکشنبه 26 شهریور 1396 ساعت 19:30 دوشنبه 27 شهریور 1396 ساعت 19:30 سه‌شنبه ...

  • مخ پریشونهای شلم
  • جمعه 24 شهریور 1396 ساعت 21:30
  • شوایک
  • هفتم پاییز
  • نمایش کودک دختران عینکی 22 و 23 و 24 و 26 و27 و 28 و 29 و 30 شهریور 1396 تالار هنر
ads طراحی، توسعه و میزبانی راهکارهای مبتی بر وب
Featured Musics Roozbeh Nematollahi - Nafas NafasAaMin-Halam-Bade-e1439748183977Rastaak-TanhaeeNaser-Zeynali-Eshghemoon-KhaseAshvan5Reza Sadeghi - Dargire Zaher Sp=Offer1 bermodasms zhoancoffee
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)
موضوع: ادبی,نقد و مقالات   -   ۲ بهمن ۱۳۹۳   -   644 بازدید

مقاله : ظرایف و طرایف نویسندگی

ظرایف و طرایف نویسندگی

مقاله به کوشش حسین حداد

مجله فرهنگی هنری ایران من – حسین حداد :

-داستان کوتاه و رمان

یکی از نظریه‌پردازان فرمالیست در مقالهء«ا.هنری»و نظریهء داستان کوتاه(۱۹۴۵)می‌گوید:«داستان کوتاه و رمان نه تنها از نظر شکل باهم تفاوت دارند،بلکه سیر تکاملی آنها نیز متفاوت است.به دلیل این‌که رمان، هنری ترکیبی و ذاتا بر جمع و ترکیب مبتنی است. اما داستان کوتاه،منفرد و تک واحدی است.رمان از تاریخ و سفرنامه‌ها سرچشمه می‌گیرد.داستان از فولکور و”حکایت.بنابراین تفاوت این دو جوهری است.یکی‌ بنیادش بر کلان استوار است و آن دیگری بر خرد.

۱٫از آنجا که خاستگاه داستان کوتاه حکایت و فولکور است،بنابراین در آن،سنتها و ریشه‌های روایت‌ شفاهی را بیشتر می‌بینیم.و امروز گرچه داستان کوتاه‌ از سرچشمهء شفاهی خود بسیار دور شده،اما هنوز این خصوصیات ذاتی خویش را حفظ کرده.به‌همین‌ دلیل،داستان کوتاه بیشتر به صورت اول شخص روایت‌ می‌شود و گفت‌وگو در آن بسیار نقش دارد.شگفت‌انگیز این است که این سنت را،هم در داستانهای اولیه‌ مانند داستانهای بوکاچیو و قصه‌های هزار و یک شب‌ می‌بینیم و هم در داستانهای چخوف و هنری جیمز.

۲٫به عکس،بعضی داستان کوتاه را غنی‌تر به اصطلاح‌ «ادبی‌تر»از رمان می‌دانند.داستان کوتاه را طوری‌ طرحریزی می‌کنند که خواننده از خواندن آن،احساس‌ کامل بودن کند و به همین دلیل،خواننده وجود رمز و راز در داستان کوتاه را بیشتر از رمان می‌پذیرد.

۳٫رمان،یک زندگی را تعریف می‌کند.داستان کوتاه‌ بخشی از این زندگی را.در داستان کوتاه،نویسنده به‌ یک بحران از زندگی یک شخصیت می‌پردازد.در رمان‌ با چند بحران سروکار داریم.«فرانک اوکانر»در کتاب‌ صدای تنها می‌گوید:«داستان(کوتاه)نویس با تمامیت‌ زندی سروکار ندارد.بنابراین برای او این نکته مهم‌ است که باید بتواند چیزهای بسیاری را بی‌اینکه بگوید الفا کند.در رمان،این القا یا شخصیت‌سازی و بسط دادن به دست می‌آید اما در داستان کوتاه این امر با ریزنگاری و فضاسازی حاصل می‌شود.»

ظرایف و طرایف نویسندگی

۵٫داستان کوتاه،تک واحدی است.رمان،چندین واحدی. به قول ادگار آلن بود در داستان کوتاه،دست‌کم باید به یک‌ تأثیر دست یافت.به عبارت دیگر داستان کوتاه به یک‌ شخصیت،یک رویداد و یک تأثیر می‌پردازد.(و یا مجموعه‌ای‌ از تأثرات که آن را یک موقعیت برانگیخته است.)

۶٫داستان کوتاه،یک نمونه و رمان،یک کل و مجموعه‌ است.حتی عناوین برخی داستانهای کوتاه به‌همین جزیی‌ از یک کل اشاره می‌کنند.«یک روز در دهکده».«داستان‌ یک روز کریسمس».«داستان یک دختر مزرعه»

۷٫داستان کوتاه به مقاله شباهت دارد،از این نظر که مانند داستانهای به اصطلاح بدون طرح چخوف، کامل‌اند و تصویری مینیاتوری از یک ضعیت و یا رویداد به دست می‌دهند،(درست مثل مقاله)و نه‌ فصلی از یک کتاب،مانند رمان.

۸٫از آنجا که داستان کوتاه برای شخصیت‌پردازی و بسط دادن به داستان کمتر فرصت دارد،این کمبود را با تکیه کردن بر مسائل تکنیکی جبران می‌کند.در این‌ مورد لحن و کولاژ(کنار هم گذاشتن چند تصویر و یا موقعیت به ظاهر نامربوط برای القاء یک احساس و یا یک جو)بسیار مهم‌اند و داستان‌نویسان امروز از این‌ دو عامل،بسیار استفاده می‌کنند.«کارور»در استفاده‌ از لحن،استاد است و بارها صناعت کولاز را به شکلی‌ درخشان در داستانهایش به کار برده است.

۹٫می‌گویند داستان کوتاه بیشتر یک صناعت و مهارت‌ است تا هنر.آن ایجاز و ریزنگاری و پرداختن به لحن که‌ شالودهء داستان کوتاه است،ایجاب می‌کند که نویسنده هر چه بیشتر و عمیق‌تر صناعت پرداخت به اینها را بیاموزد و چون صنعتگری قابل در حرفهء خویش،استاد باشد.پس‌ تصادفی نیست که این همه کتاب فنی در باب صناعت‌ داستان کوتاه داریم.اما کتابهای موجود دربارهء رمان،بیشتر فلسفی،تحلیلی و یا از نوع نقد ادبی است.

-داستان از نگاه فورستر

تودورف:«فورستر معتقد است که داستان،متنی است‌ که بر آن دو اصل توالی زمان و سببیتی حکمفرما است.»

به عبارت دیگر،باید بین سلسلهء حوادث داستان، پیوندی زمانی و سببی وجود داشته باشد.پیوند زمانی‌ یعنی اینکه داستان،اول،وسط و آخر دارد.

علاوه بر پیوند زمانی در هر داستان،سببیتی نیز حکم‌فرما است:آنچه را که در دو عامل انگیزه و راه‌حل‌ خلاصه می‌کنند.به سخن دیگر،هریک از کنشهای‌ افراد داستان به خاطرانگیزه‌ای است،انگیزه‌ای برای‌ رفع مشکل و بحران داستان.همچنین نویسندهء داستان‌ رازی را مطرح می‌کند،آدمهای داستان را در وضعیت‌ پیچیده‌ای قرار می‌دهد که برای بازگشایی آن به هوش‌ و فراست نیاز دارند.فورستر پیوسته از خود می‌پرسد: داستان کوتاه چیست؟آیا متنی را که دارای طرح است، می‌توان داستان(کوتاه)نامید؟و یا آن،نقل توالی‌ پیوسته‌ای از کنشها است؟و یا داستان فقط عبارت‌ است از توصیف یک صحنه؟پاسخ فورستر به همهء اینها این جمله است:«آری ای عزیز،داستان،داستان‌ می‌گوید».گرچه نظریهء فورستر با واقعیت داستان امروز نسبتا همخوانی دارد،اما نظرش بیشتر در مورد داستان‌ رئالیستی صادق است.زیرا در این نوع،مجموعه حوادث‌ داستان است که برجسته و اصل است شخصیتها هم‌ به تدریج تکامل می‌یابند و زمان هم معمولا خطی و مسلسل است.اما آیا به راستی این قانونمندیها برای‌ داستان مدرن هم صادق است؟آیا در داستان جدید دو اصل«بعد چه؟»و«چرا»جایگاهی دارد؟۱

-داستان کوتاه

داستان کوتاه در یک نشست خوانده می‌شود به‌نظر ادگار آلن بود،این امر،ویژگی لازم داستان کوتاه است. به‌همین دلیل،خواندن داستان کوتاه بیشتر تجربه‌ای‌ است فشرده و نه بطئی.به‌ندرت پیش می‌آید که‌ هنگام خواندن داستان کوتاه به تفکر طولانی فرو رویم. داستان کوتاه معمولا به برش کوچکی از زمان،محدود است و همان‌گونه که او فائولین اعتقاد دارد،به جای‌ تکوین و تکمیل شخصیتها،آنها را در یک لحظهء بحرانی‌ برملاسازی-درونی و بیرونی نشان می‌دهد.

داستان کوتاه اغلب طرح پیچیده‌ای ندارد.در اینجا نیز تمرگز بیشتر بر یک حادثهء مستقل با یک موقعیت‌ خاص است و نه بر زنجیره‌ای از رویدادها.ازاین‌رو، تلاش نویسندهء داستان کوتاه باید بیشتر در این جهت‌ به کار رود که شخصیتها،با آنکه آنها را فقط در برش‌ زمانی کوتاه می‌بینیم،سه بعدی به نظر بیایند.به علاوه، فضا و موقعیت نیز باید شکل قانع‌کننده‌ای داشته باشد. در بسیاری موارد نویسندهء داستان کوتاه برای اینکه‌ خواننده را به تفکر و واکنش وادارد از شگردهایی‌ مانند ایجاد شوک استفاده می‌کند،پایان دور از انتظار، برملاسازی نمایشی،چرخش شگفت‌انگیز طرح،به‌ اعتقاد بسیاری از افراد،این شگردها از نظر هنری‌ تکنیکهای نازلی است و در مقایسه با سایر شگردهای‌ ایجاد عمق و کیفیت در داستان کوتاه،پیچیدگی‌ کمتری دارد این شگردها کدامند؟

پیش از این به دلالت اشاره کردم.آشکار است که‌ شگردهایی وجود دارد که به وسیلهء آنها تخیل خواننده‌ را به شدت تحریک می‌کنیم.ضمن اینکه می‌پذیریم‌ در اینجا امکان ساده‌انگاری در مورد موضوعی پیچیده‌ وجود دارد.به این نکته اشاره می‌کنم که به‌طور کلی‌ دو نوع دلالت وجود دارد.

حالت اول:دقیقا می‌دانیم که می‌خواهیم خوانندهء موردنظر را به چه فکری بیندازیم.(همان‌طور که‌ ایاگو،اتلّو را به فکر می‌اندازد که دزدمونا به او خیانت‌ کرده است،بی‌آنکه عملا سخنان زیادی گفته باشد.

حالت دوم:زمانی است که تخیل خواننده در جهت‌ نوآوری تحریک می‌شود و به چیزهایی می‌اندیشید که‌ هرگز منظور دلالتگر نبوده است.بی‌تردید راه دوم،بالقوه‌ غنی‌تر و به لحاظ زیباشناختی راضی‌کننده‌تر است.۳

-لوازم مورد نیاز نویسندگی

یکی از اندیشمندان می‌گوید:در مغزهای بزرگ،به‌ ایده‌های(فکرها)می‌اندیشند.مغزهای متوسط،به اتفاقات‌ و مغزهای کوچک،به دیگران.برای نویسنده شدن،بعد از داشتن استعداد،باید مغز بزرگی هم داشت.باید به ایده‌ها و مفاهیم بدیع و بکر اندیشید.آنچه کشور ما کم دارد، نویسنده نیست،بلکه نویسندهء نوآور و خلاق است.۴

-نویسنده بی‌تجربه

نویسنده بی‌تجربه می‌تواند با انتقاد از خود در نوشتن‌ داستان و مطالعه داستانهای خوب و تحلیل آنها در کشف تکنیک،فرم،محتوا و غیره،داستان بنویسد.۵

-داستان‌نویسی به زور آموزش

به زور آموزش،کسی نویسنده نمی‌شود؛این حتمی‌ است.اما اگر رگه‌ای عشق و علاقه وسط باشد.همین‌ رگه،اعجاز می‌کند.عشق و علاقه به کار است که آموزش‌ را به خدمت می‌گیرد و همه چیز به سامان می‌رسد.۶

-نوشتن داستان در خوف و رجاء

به نظر من کار نوشتن یک داستان،مثل فرو رفتن‌ به یک عمق ذهن است.هر قصه‌ای محتاج به عمق در خور خودش است،برای اینکه هر قصه‌ای برای خودش‌ سرنوشت مستقلی دارد و باید به هدف مخصوص‌ خودش برسد:عجله داشتن،تحت تأثیر این و آن قرار گرفتن،برای تحسین این و آن در روند داستان دست بردن،قصه را از افت مخصوص خودش می‌اندازد.باید صبر کرد،جزیره است و در این سیر به اعماق،از مواجهه با بیگانگیها نهراسید،همان‌که قدما اسمش را گذاشته بودند:خوف و رجا.۷

-نوشتن داستان کوتاه و آثار بلند

امکان دارد که یک داستان کوتاه را در یک ضرب،و طی یک فوران نیروی خلاقه نوشت.اما هیچ کار خلاقه‌ مفصلی را نمی‌توان پیش از نوشتن عملی و اصلی،بدون‌ کار زیاد بر سر عوامل ساختمانی آن در دست گرفت.۸

-سوء تفاهم درباره رمان

«آندره برتون»ضمن اشاره به سوءتفاهم نسبت به‌ رمان می‌گوید:رمان،زندگی را شکل داده است.رمان، خواه جبری و خواه ضد جبری،هنوز هم انسجام دهنده، سازمان‌دهنده و هماهنگ‌کننده است.برای مثال رمان‌ گریز،جز آزادی و درون آن آرزو،لذت،و بالاتر از همه، تخیل،با چارچوب اجتماعی دیگر،یعنی چارچوبی‌ تصنیف شده،مجددا ساخته و پرداخته می‌شود.۹

-ادبیات از نگاه کارلوس فوئنتس

کالوس فوئنتس:«فکر می‌کنم که به‌طور کلی‌ ادبیات،حال یک نداست.آدم ندایی را کشف می‌کند و می‌خواهد که روی کاغذ به آن جان ببخشد،اما همان‌ نداست که واقعیت رمان را می‌سازد.۱۰»

-ابداع شخصیت از نگاه تونی موریسون

آنچه می‌نویسید مسلما تجربه مستقیم شما نیست. آیا این کار را آگاهانه انجام می‌دهید؟منظورم این است‌ که شما در واقع،شخصیتها را اختراع و ابداع می‌کنید و نمی‌خواهید واقعیتها و تجربه‌ها جلو ابداع شما را بگیرند،این‌طور نیست؟

تونی موریسون:«حتما همین‌طور است.من با چهره‌های واقعی تاریخی سروکاری ندارم.من‌ می‌خواهم این شخصیتها را ابداع کنم و زندگی آنها را به کمک قدرت تخیل تا جایی که ممکن است به‌طور کامل روشن کنم.۱۱»

-زبان مطالعه نسخه پیش از چاپ دیگران

آیا نسخهء پیش از چاپ دیگران را می‌خوانید؟

همینگوی:«این کار می‌تواند پر دردسر باشد،مگر آنکه آدم،نویسنده را شخصا بشناسد.

سالها پیش به جرم سرقت ادبی بر ضد من شکایتی‌ شد.شاکی مدعی بود که من موضوع«ناقوس مرگ‌ که را می‌نوازند»را از سناریویی که او نوشته بود، دزدیده‌ام.او این سناریو را در یک مهمانی هالیوود خوانده بود.گویا من هم در آن میهمانی حضور داشتم و یا حد اقل کسی به اسم ارنی آنجا بود که‌ به سناریوی ایشان گوش کرده بود و همین برای او کافی بود که از من تقاضای یک میلیون دلار خسارت‌ کند.او،همزمان،از دست تهیه‌کنندگان فیلمهای‌ پلیس شمال و غرب و گیسکوکید هم به خاطر سرقت‌ موضوع همان سناریو شکایت کرده بود.به دادگاه‌ رفتیم و اللبته رأی به نفع ما صادر شد.معلوم شد که‌ طرف،ورشکسته و بدهکار بود.۱۲»

-نویسنده و فرهنگ حاکم

می‌دانید که فرهنگ یک«روح»دارد.این روح حاکم‌ بر همهء جامعهء خاص،در آداب و رسوم و رفتار و جزییات‌ اعمال مردم آنجا تأثیر می‌گذارد و در تک‌تک مردم آن‌ منطقه خاص حلول کرده.یک نویسنده،اگر خودش را تسلیم نکند به آن روح حاکم و بعد آمیخته نشود با آن‌ و آن روح درش حلول نکند(به اندازه‌ای که برای یک‌ هنرمند ضروری است)نمی‌تواند اثری تأثیرگذار در آن‌ زمینه خلق کند.ممکن است کسانی که با آن فرهنگ‌ آشنا نیستند،اثرش را بخوانند و به‌به و چه‌چه هم‌ بکنند.اما این،کمترین تغییری در اصل قصه نمی‌دهد. در هیچ جای دنیا،در خلق یک اثر مربوط به فرهنگی‌ متفاوت،«مشاهدهء جهانگردوار»را ببرای نویسنده مفید ندانسته‌اند.یک مورد دیگر هم که در قصه بسیار مهم‌ است،«شخصیت‌پردازی»است.این را می‌خواهم ارتباط بدهم به موضوعی که مطرح شده.شما می‌دانید که ما در زندگی معمولی،با بسیاری از آدمها ارتباط داریم و حتی دوستیم.با این همه،این دوستی و آشنایی،با آنکه گاه ماهها و سالها طول می‌کشد،نمی‌توانیم مدعی‌ شویم که آن افراد را کاملا شناخته‌ایم.شناخت آدمها نیاز به زمان بسیار دارد.می‌دانید که باید بزنگاهها پیش‌ بیاید،لحظات بحرانی و حاد فرا برسد،تا یک انسان، واقعیت منش و ضمیر باطنی خودش را برملا کند.حالا در مورد فردی با فرهنگ متفاوت،چه‌طور می‌شود از دور،و یا با چهار پنج روز مشاهدهء دورادور،شخصیتهای‌ قصهء خود را شناخت؟چه‌طور می‌شود حتی با یک ماه‌ مجاورت،این آدمها و مسایلشان را شناخت و بعد در قصه مطرح کرد۱۳؟

-ساماندهی زمان داستان

مسئله ضروری که رمان‌نویس باید حل کند،سازمان‌ دادن به زمان است.راوی به رمان،حاکمیت و استقلال از دنیای واقعی را می‌دهد.رمان،هرگز شبیه دنیای واقعی‌ نیست؛رمان همیشه دنیای جداگانه‌ای است،دنیایی که‌ چیزی اساسا متفاوت از واقعیت واقعی دارد.اختلاف بین‌ واقعیت داستانی و واقعیت واقعی در حضور این راوی‌ نهفته است،که در واقعیت واقعی وجود ندارد؛و همچنین‌ در ساختار زمان نهفته است،که در داستان هرگز شبیه زندگی واقعی نیست.توالی ایام،سازمان زمان،و ترتیب‌ جریان زمان در داستان با زندگی واقعی تفاوت دارد؛ و سازمان دادن زمان،یکی از جنبه‌هایی است که در آن می‌توان اصالت جهان داستانی را پی‌گرفت.شیوه‌ای‌ که هر رمان‌نویس و هر نویسندهء داستان کوتاه،با آن، زمان را سامان می‌دهد،به کار ادبی اصالت و حاکمیت‌ می‌بخشد.من اهمیت نظام منسجم برای راوی و ساختار زمان را در عصر قهرمان کشف کردم.۱۴٫

-تفاوت اسلوب داستان‌نویس:نویسنده در گذشته و حال

آیا امروز متفاوت از دوران جوانی‌تان کار می‌کنید؟

مارکز:”اسلوب‌یک چیز دیگری است.در جوانی‌ انسان،گویی چون شعر می‌نویسد.البته این مورد درباره نویسندگاه متفاوت است.منی می‌خواهم از خودم صحبت کنم.آدمی با تشویق الهام می‌نویسد و این الهام آن‌قدر قوی است که تکنیک به فراموشی‌ سپرده می‌شود.انسان با حوادث به‌طور محدود رفتار نمی‌کند.و در این میان به آنچه که می‌گوید و به قالبی‌ که می‌خواهد گفته‌هایش را در آن قرار دهد اهمیت‌ زیادی نمی‌دهد.در صورتی که کاربرد اندیشه‌های خود در قالب موردنظر را به خوبی می‌داند.و این در حالی‌ است که آدمی در دوران جوانی حرفهای زیادی هم‌ برای گفتن دارد.اما اگر انسان بخواهد در طول حیات‌ خود خاطرات دوران کودکی خود را توضیح دهد،تنها در دوران پیری می‌تواند به آنها ارزش ببخشد،و یا حد اقل در قالب و شکلی دیگر به تفسیر آنها بپردازد. در راستای پیر شدن انسان،در صورت فقدان الهام، تکنیک جایگزین می‌شود و در این رابطه،در مورد تمایل تدریجی به تبعیت از حالتهایی مثل نوشتن توأم‌ با آرامی،با تمکین و با هیجان،در دوره پیری هیچ شک‌ و شبهه‌ای ندارم و ریشه بزرگ‌ترین مسائل نویسندگان‌ حرفه‌ای در همین نکته نهفته است.وقتی بیست ساله‌ بودم،هر روز برای یک روزنامه داستان می‌نوشتم.حتی‌ برخی اوقات در همان روز چند مقاله نیز می‌نوشتم،آن‌ موقع شبها پس از انجام کارهای نوشتن روزنامه،روی‌ یک داستان و یا زمان نیز کار می‌کردم و حتی در اثنای‌ یکی از روزهایی که در شهر«بارانکلیلا»هفته‌نامه ادبی‌ «لاکرونیکا»را منتشر می‌کردیم،ناگهان متوجه شدیم‌ که دو صفحه مجله خالی است.و همان شب،اولین‌ داستان خودم را نوشتم.اما امروزه همان کار را نمی‌توانم‌ انجام دهم.حتی اگر بخواهم در مورد موضوعهایی که‌ مدت زمان زیادی در مورد آنها اندیشیده‌ام،مطلبی‌ بنویسم،حد اقل به دو،سه هفته زمان احتیاج دارم. به نظر من یکی از بزرگ‌ترین زبانهای دوران جوانی‌ اصرار در مداومت نوشتن است.انسان فقط گاهی که‌ در فکر درد گذران زندگی نیست،می‌تواند در جایی‌ که شایسته اوست،قرار گیرد.و بدین ترتیب در طول‌ زمان،حرفه‌ای می‌شود و زندگی خود را متناسب با آن‌ شرایط به پیش می‌برد.در شرایطی که هیچ اجباری به‌ کار در روزنامه ندارم و می‌خواهم تمام‌وقت خود را با مطالعه کتاب سپری کنم،نشستن پشت میز و نوشتن‌ از صبح تا شام برایم مشکل می‌آید.

از بی‌توجهی و فراموش کردن آنچه که می‌خواهم‌ بگویم یا آنچه که خوانده‌ام و یا موسیقی‌ای که گوش‌ کرده‌ام،می‌ترسم.آدمی در مقطع مشخص از زندگی‌ خود،دچار فراموشی می‌شود.مثلا اساسی را فراموش‌ می‌کند و این موضوع ساده‌ای نیست.در این رابطه، جمله و یا کلماتی که می‌تواند به درد من بخورد،آن‌ محاسن و معایبی دارد.آدم وقتی جوان است باید تکنیکهای نوشتن و ظرافتهای هنری را فرا گیرد والا در دوران پیری به هیچ وجه نخواهد آموخت.۱۵»

-نویسندگان بزرگ و آثار بزرگ

نویسندهء بزرگ نمی‌تواند هر اثر معتبری را هر زمان‌ و هرجا بنویسد.

اولا:به این دلیل که او فقط در کلیت جوی می‌تواند بنویسد که خود او آن را نیافریده است،و این جو باید در جامعه وجود داشته باشد تا او بتواند آن را در جهانی‌ تخیلی و منسجم منتقل کند.

ثانیا:به این دلیل که جهان تخیلی فقط آنگاه می‌تواند دستمایهء اثر معتبری باشد که بر جنبه‌های اساسی واقعیت‌ اجتماعی-یعنی عناصری که برای تدارک مقوله‌های‌ ساختاردهندهء آن یاری رسانده باشد-تکیه کند.۱۶

-خواندن رمان

در جریان خواندن رمان به عوامل و عناصر فنی‌ داستان هم توجه می‌کنید؟

-من خودم را در اختیار نویسنده،و دنیای او می‌گذارم‌ تا مرا با خود به هر کجا می‌خواهد ببرد؛کتاب نویسنده‌ را همچون خواننده‌ای مشتاق می‌خوانم.شاید پس از آن با به یاد آوردن صحنه‌ها و آنچه خوانده‌ام،دربارهء ساختارش هم فکر کنم.۱۷

-کانون اثر ادبی

مهم‌ترین چیز در هر اثر ادبی این است که آن اثر باید نوعی کانون داشته باشد؛یعنی باید جایی در آن‌ اثر وجود داشته باشد که تمامی پرتوها در آن به هم‌ برسند،یا همگی آنها از آنجا ساطع شوند.و این کانون‌ را نباید بتوان با کلمات،به تمامی توضیح داد.و این‌ به حقیقت،یکی از واقعیات برجسته و مهم دربارهء هر اثر ادبی راستین است،اینکه محتوای آن را در کلیت‌ تامش تنها با خود آن اثر بیان می‌توان کرد۱۸٫

-فکر نوشتن داستان

فکر نوشتن یک داستان و نخستین تصویر و جمله‌ داستان از انبوه تجربه‌های انباشته در درون ناخودآگاه‌ نویسنده و تحت تأثیر یک فضا،واقعه یا مکان یا فرد خاص،تحریک شده و زاییده شده است.۱۹

-دو عنصر هر اثر هنری

هر اثر هنری دو عنصر دارد:عنصر عام و کلی وم‌ عنصر خاص و جزئی.هنرمند قصه توصیف امر جزئی‌ را می‌کند،و همان را به تنهایی به وصف درمی‌آورد؛ امر کلی مستقیما و بی‌واسطه توصیف نمی‌شود،کلی با جزئی و همراه آن زاده می‌شود؛اما چطور و چگونه؟ما نمی‌دانیم.به راستی منظور ما از کلی چیست؟

به نظر می‌رسد که برخی از هنرها،فقط در یک بعد ارزش و اعتبار دارند؛مانند نقاشی و مجسمه‌سازی در بعد مکان،و موسیقی در بعد زمان.هنر تجسمی به‌ صورت«ادبی»بیرون می‌آید،و مقداری از نیروی ویژهء خود را هنگامی که می‌کوشد تا واقعیات زمانی را بیان‌ کند،از دست می‌دهد.موسیقی نیز به‌همین نحو، هنگامی که از حرکت محض زمانی خویش منحرف‌ می‌شود،چیزی را از دست می‌دهد.هر دو این هنرها، ناآمیخته‌تر از ادبیات تخیلی هستند.و در قیاس با رمان که پیچیده‌ترین و بی‌شکل‌ترین و بی‌قیدترین نوع‌ ادبیات است،خیلی بیشتر،چنین هستند.

اما داستان منثور یک هنر است،و این هنر،تنها به‌ فضیلت داشتن خصلت«عامیّت»هنر است؛و قوانین‌ تعمیم که بر دیگر صورتهای هنری حاکم است،در اینجا نیز باید حاکم باشد.ممکن است عملکرد آن‌ قوانین در رمان به سرعت مشاهده‌پذیر نباشد،اما اقتدار و حاکمیّت آنها قطعی است.یا آنکه ممکن‌ است غریب بنماید،ولی تصوری از این را که منظور ما از«عامیّت»چیست،می‌توان به سادگی،از طریق‌ منفی بیان داشت.چون از وجه منفی نگریسته شود، ارزش و اعتبار مطلق یک مجسمه در این واقعیت‌ قرار دارد که از زمان مستقل است؛هم‌چنان که این‌ مطلقّیت اعتبار در مورد قطعه‌ای از موسیقی در این‌ واقعیّت نهفته است که ماورای مکان است.اما این‌ فقدان ظاهری یعنی نبودن زمان در یکی و مکان در دیگری،در حقیقت فقدان نیست،بلکه چیز دیگری‌ است.طرد زمان و مکان یک عمل منفی نیست،بلکه‌ دستپایی به امری دشوار است؛آن را با حذف چیزی، چنان‌که معمولا همه انجام می‌دهند،نمی‌توان به‌ دست آورد،بلکه با انجام عمل،متمرکز می‌سازد،به‌ حالتی دست می‌یابد که ما به حق می‌توانیم آن را بی‌زمان بنامیم؛برای او فرایند زمان متوقف گشته،یا به صورت امری نامربوط به کارش،بیرون آمده است.

همین‌طور است وضعیت موسیقیدان،که حرکت‌ یا«موومانی»را به تدریج در زمان،برقرار می‌کند. تا اینجا که همهء موانع مکانی ناپدید می‌شود و او می‌ماند و بی‌نهایت.این عمل از میان برداشتن و نفی‌ کردن،که ممکن است نامش را تعمیم بگذاریم،تنها با تمرکز بدون قید و شرط ذهن هنرمند دربارهء چیزی‌ دیگر،دربارهء موردی خاص،حاصل می‌شود؛چیزی‌ است که غیرمستقیم به دست می‌آید،سایهء نامتناهی‌ کمال جزئی و متناهی اوست.۲۰

-صفحات دستنویس«دن آرام»

صفحات دستنویس«دن آرام»،برای کسانی که در پی درک روانشناسی ناظر بر روند نگارش شولوخوف‌ هستند،ارزشی به سزا دارد.به راحتی می‌توانم توجهی‌ را که نسلهای آینده به بررسی هر صفحه از نوشتارهای‌ شولوخوف و هریک از دستنویسهای این نویسندهء بزرگ، نشان خواهند داد؛در نظر مجسم کنم.آنها تلاشهای‌ پیوستهء نویسنده را برای پاکیزه ساختن متن،و برخورد باریک بینانهء او با هر واژه را به روشنی در خواهند یافت. نویسندگان جوان و همهء دوستداران داستان‌سرایی‌ بی‌تردید از درک این موضوع سود خواهند برد.۲۱

پی‌نوشت‌ها:

(۱).زنده رود-بهار ۷۵،صفحه‌ ۷۶ و ۷۵ و ۷۴،داستان.داستان‌ کوتاه،احمد اخوت.

(۲).زنده رود بهار ۷۵،ص ۶۴ و ۶۳، داستان-داستان کوتاه،احمد اخوت.

(۳).کیان ۳۴،سال ششم،دی و بهمن ۷۵،داستان کوتاه و داستان‌ بلند،مؤلف:مژده دقیقی.

(۴).گفت‌وگو با فریبا کلهر،سوره‌ نوجوانان،شماره ۲۷٫

(۵).ویژگی‌های نگارش داستان‌ کوتاه،ویلسون آرتونلی،سیروس‌ مقصودی،تهران،فوژان اول‌ ۱۳۷۴،ص ۱۴۳٫

(۶).مصاحبه با حمید گروگان، سوره نوجوانان،شماره ۲۴٫

(۷).گفت‌وگو با تقی مدرسی، کیهان فرهنگی،سال ششم،سن‌ ۱۰،دی ۶۸٫

(۸).ص ۲۰۸٫

(۹).ادبیات داستانی رنمان و واقعیت‌ اجتماعی،میشل زراقا،نسرین‌ پروینی،کتاب‌فروشی فروغی،اول‌ ۱۳۶۸،ص ۳۶٫

(۱۰).کیهان فرهنگی،سال ششم، ش ۷،مهر ۶۸،صدایی از پس چهار قرن سکوت،ترجمه فرزانه فرحزاد.

(۱۱).یک نام،تونی موریسون، فرخ فولادوند،جامعه،۲۸ خرداد ۱۳۷۷،ص ۶٫

(۱۲).ده گفت‌وگو،فاکنر،هیمنگوی، شولوخوف و…،احمد پوری،تهران، نشر چشمه،اول ۱۳۶۹،ص ۲۲٫

(۱۳).محمد رضا سرشار،با نویسندگان قصه‌های روستایی، سوره نوجوانان،ش ۴۵،نیمه اول‌ اردبیهشت ۷۲٫

(۱۴).واقعیت نویسنده،ماریوبارگاس‌ یوسا،مهدی غبرائی،تهران،مرکز ۷۷،ص ۷۱٫

(۱۵).پیری را حسن می‌کنم!، شهروز صدر حقیقی،کیهان،۲۸ اردبیهشت ۱۳۶۸،ص ۱۴٫

(۱۶).نقد تکوینی،لوسین گلدمن، محمد تقی غیائی،تهران،بزرگمهر، اول ۱۳۶۹،ص ۱۴۲-۱۴۳٫

(۱۷).ادبیات داستان ۴۴،هر نویسنده‌ای باید منتقد اثر خود باشد،گفت‌وگو با امیر حسین‌ فردی،فرشید حسامی،سال‌ پنجم پاییز ۱۳۷۶،ص ۱۲۱٫

(۱۸).رمان به روایت رمان‌نویسان، میربام آلوت،علیمحمد حق‌شناس، تهران،نشر مرکز،اول ۱۳۶۸،ص‌ ۳۳۰٫

(۱۹).داستان چگونه شکل می‌بندد، جهانشاه آل محمودؤ،کیهان،۱۳ اسفند ۱۳۶۶،ص ۱۶٫

(۲۰)ساخت رمان،ادوین میور، فریدون بدره‌ای،تهران،علمی و فرهنگی،اول ۱۳۷۳،ص ۶۵-۶۶ -۶۷

(۲۱).دیداری با شولوخوف،آناتولی‌ سوفرانوف،علی آذرنگ،تهران، خنیاء اول ۱۳۶۹،ص ۳۱٫

 

نویسنده : حسین حداد /

 

منبع : مجله ادبیات داستانی شماره ۱۰۵ /

/ مجله فرهنگی هنری ایران من /

توجه کنید که نظرتان در ارتباط با همین مطلب باشد. در غیر اینصورت می‌توانید از فرم تماس استفاده نمایید.

نظراتی که با کلمات کلیدی ثبت شوند، حاوی الفاظ زشت، تبلیغاتی، سیاسی و یا توهین به اشخاص باشند، منتشر نخواهند شد.

برای پاسداشت زبان فارسی ، فقط فارسی تایپ نمایید و از فینگلیش نویسی خودداری کنید

  • سریال شب های برره

           اعتراف مهراب قاسم‌خانی در مورد سریال شب های برره

           مجله فرهنگی هنری ایران من : 18 فروردین سالروز تولد مهران مدیری کارگردان و بازیگر مطرح کشورمان بود و به همین دلیل مهراب قاسم‌خانی یادداشتی را به همین مناسبت و به عنوان اعتراف در ...

  • پایان کلاه قرمزی 94

           پایان کلاه قرمزی 94

           مجله فرهنگی هنری ایران من : در حالی که پخش نوروزی «کلاه قرمزی» در شبکه دو به پایان رسید، با توجه به تمرکز این مجموعه بر شخصیت جیگر می‌توان پیش‌بینی کرد فیلم جدید ...

  • سریال شهرزاد

           تکذیب حضور محسن چاوشی در سریال شهرزاد

           مجله فرهنگی هنری ایران من : عوامل سریال «شهرزاد» خبر حضور محسن چاوشی به عنوان خواننده تیتراژ این سریال را رد کردند. پیش از این خبرهایی منتشر شده بود که از حضور محسن ...

  • Benyamin1

           ماجرای بمب گذاری در کنسرت وین بنیامین بهادری + فیلم

           مجله فرهنگی هنری ایران من : شب گذشته ، شب زیاد خوبی برای طرفداران اتریشی بنیامین بهادری نبود ، کنسرت وین بنیامین بهادری بعد از بریک ، با دخالت پلیش اتریش روبرو شد ...

  • کیانوش سعیدی درگذشت...

           کیانوش سعیدی درگذشت…

           مجله فرهنگی هنری ایران من : کیانوش سعیدی ، خواننده ، آهنگساز و تنظیم کننده ، امروز درگذشت ، این خبر توسط دوستان نزدیکش در یکی از شبکه های اجتماعی منتشر شده ...